عیدتان مبارک
قول دادم که اگر پشت سرت گریه کنم
به هوای قفس و بال و پرت گریه کنم
چه کنم گریه ی من دست خودم نیست ولی
دوست دارم غزلی از سفرت گریه کنم
عاشقی وسعت چشمان مرا خواهد بست
که به یک پلک زدن دربه درت گریه کنم
واگر گریه مرا غرق خودش با خود برد
یاد آن بوسه به چشمان ترت گریه کنم
بنشینم لبه ی پنجره ی دلتنگی
چشم بر راه تو و منتظرت ،گریه کنم
بی تو بودن چه کنم منتظر قاصدکم
قاصدک نیست ومن بی خبرت ،گریه کنم؟
زیر قولم زده ام تا که بیایی حتی
روبه روی تو شبی در نظرت گریه کنم
۲۴اسفندماه ۱۳۸۷
[ ]
+ نوشته شده در ساعت1:3 قبل از ظهر توسط پرنده(مجید مه آبادی)
ساکتم تا ازتو چیزی بشنوم
حرف در گوشم بریزی بشنوم
منتظربودم که بعد از سالها
بی تامل یا غریزی بشنوم. (...)
"دوستت دارم" . دلم را خوش کنم
بین گفتارت عزیزی بشنوم
آه ای همصحبت تنهایی ام
دل ندادم درستیزی بشنوم
ساکتی حرفی بزن حرفی بزن
لااقل حرف پشیزی بشنوم
کاش می شد هر قدم درجاده را
لحظه ها را می گریزی بشنوم
من چقدری ساده ام ای خوب من
ساکتم تا از تو چیزی بشنوم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت11:9 بعد از ظهر توسط پرنده(مجید مه آبادی)
دوم آذر ۱۳۶۷و دوم آذر ۱۳۸۷
۲۰ ساله شدم همین
*،*،*،*،*،*،*،،،،*،*،*،*،*،*،*
با غزلی(زبان زنانه)
پیشانی ِ عرق ،تا بی قراری ات
چشمان سرخ تو از گریه زاری ات
شاید همیشه نه اما کنار من
گیجی همیشه از درد خماری ات
باور نمی کنم ،باید بسازمت!
با دست خالی وجیب نداری ات
دردی به شانه ام، سنگین وبی امان
صد آفرین به تو ،با زخم کاری ات
من مانده ام چرا کاری نمی کنی؟!!
دیگر نمیکشم چشم انتظاری ات
اصلا به من چه تو آدم نمیشوی!!
حتی نمیدهم دستی به یاری ات
دلخوش به سایه ی مردانه ات شدم
لعنت به سایه ی ،بی بند وباری ات
[ ]
+ نوشته شده در ساعت4:58 بعد از ظهر توسط پرنده(مجید مه آبادی)
هرچه میخواهی بگو من اختیارم دست تو
خوب و بدهای مرا تا اعتبارم دست تو!!
گرچه من آواره ام درشهر چشمانت ولی!!
این کلید خانه ام، دارو ندارم دست تو
هرچه میخواهی ببرجز عکس با من بودنت
عکس خندانی که بودی در کنارم،دست تو
دست خود را پیش من وقتی تو پنهان میکنی
من هنوزم پیش تو چشم انتظارم دست تو
فصل پاییز آمد و از آسمان باران گرفت
مثل آن ابری که می بارد، ببارم دست تو؟؟
دیشب اینجا ترس تنهایی عذابم داده بود
آرزوکردم که دستم را بکارم دست تو
ماه آبان بوی سرمای زمستان میدهد
گرم آغوشم بکن جان میسپارم دست تو
۱۲ آبان ماه ۱۳۸۷
[ ]
+ نوشته شده در ساعت11:32 قبل از ظهر توسط پرنده(مجید مه آبادی)



