تبليغاتX
سهیل پرنده


سهیل پرنده

دفترتمرینی برای شعرگفتن

گاه بی گاه به فکرم می شود تا از این دار قفس اگر آزاد شوم ،من چه کنم و گاه آنقدر آزادی خویش را بی ارزش می دانم که آزاد شده  ی خویش را گرفتار بلای آسمانی می بینم

آیا رسم زندگی این گونه است...معشوقه ی من آزادانه موج پرواز می کند،چشم در راه منست تا که برین دولت عشق استوارش سازم،،،،،،،،،،،،،،،،ای زمونه بگو تو بگو  توهمون کسی که دام بلا را بر ما نهادی.عشق من معشوقه ی من در دام آزادگی اسیره،می گویی چگونه...می گویم:گر چه آزاد  است بر دیده ی تو،خود گرفتار بلایست که جلد می پردش...جلد بودن ز به تو سختر از زین قفس است... گاه این موج قفس بهترین جای منه زیرا دراین قفس تنهایی، به هیچ خطری تمرکز ندارم و دیگران بر من تفکر می کنند.

(دوستان در این مطالب فوق منظور گردیده که جلد بودن از در قفس بودن بدتر است)

 

حرف دل

دوستان شما می توانید از دیگر وبلاگم دیدن کنید

www.ashknameh.blogfa.com

بعضی از دوستان نزدیک که این وبلاگ soheileparandeh  را می بینند،می

گویند چرا اون حرفهای دلتو نمی گی و چرا حاشیه می روی و چرا اون

سهیلی که ما می شناسیم در وبلاگ هایت نیست. در جواب باید بگویم ای

دوست عزیز،من وبلاگ زدم تا حرفهای این دل و دیده ی دل را بیان کنم ولی

 افسوس خوردم از این زندانیت....خودت که می دانی اگر زبانم در وبلاگ باز

بشه و اهل دل آن را گوش دهد.دل سنگ از حرفهایم می شکنه.....پس

بگذار نگویم واگر روزی قرار بر این شد که باز گو کنم باید با درخواست این

دوستان باشه که با نظرات خویش منو در این راه همراهی کنند..

 

 

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 5:44 قبل از ظهر توسط پرنده(مجید مه آبادی)| |


Design By : Night Skin