سهیل پرنده
دفترتمرینی برای شعرگفتن
چهچهمه،غصه ها دارم از این دوری راه،روز من تردید است،روشنی گولزن است،سایه ها برفلک دار زمون فتاده اند. شک در روشنی باران نیست.......هیچ چشمی مثل من گریان نیست در قفس افتاده ام از ظاهر خویش من گرفتار تو دامم من تمام باور خویش من چنان در خود شکستم اشک ،من ویرانه ام من در این دار قفسناک مرده و افسرده ام طاقتم صبری دگر نیست بر سر پیمانه ها طعم آزادی چگونست؟ساغر افسانه ها من شنیدم شاپرک،آزادی اندر جان ماست این چنین آزادی درد است و غم هجران ماست ساعتی در خود نگر کردم ز اشک دیده ها شمع محفل را چه خاموش و چو ماند گریه ها من در این زندون عمرم تابع و بیگانه ام نیست هیچکس در برم گویا که من دیوانه ام 

| Design By : Night Skin |


