|
دفترتمرینی برای شعرگفتن |
چرا تا مردنم باید در این قفس متروک بمانم،چرا باید زندگی را دوست نداشته باشم.
چرا....چرا....چرا؟
چرا از قاب عکسم رمان مشکی اش بر جای بماند.چرا هیچ پرنده ی خوش
اقبالی بر قفس من پا نمی نهد.چرا منتظر مروت دیگرانم.
چرا تو انتظار،غربت اشکام در می آیدو خبری لا از او.
من موندم و این قفس،من و این قفس بی هم نفس
پرنده ها دسته دسته می روند، پرنده ها عاشقونه پر می کشند
اما من در قفس ثابت و ساکن، آواره ام.

عکس زمینه ارسالی از پریسا خانم عزیز
سلام به همه ی مخاطبان سهیل پرنده...روز مادر را چگونه توصیف کنم....هر چه بگویم کم است...اما کوته جمله ایی به فراوانی اعداد می گویم....
مادرم
دوستت دارم.
با تشکر از دوستان عزیز که همواره با نظرات و ایمیل هاشون سهیل پرنده را خوشحال می کنند.
از فاطیما خانم به خاطر حمایت بی دریغش و مرجان جمشیدی،پرسا و پیام،سایه،مهندس اکبری،نازگل خانم،ساحل، و خانم یا آقایی که اسمشو بیان نکرده نهایت تشکر را دارم و همتون و ستایش و تقدیر می کنم.ممنون