دوستان سلام و از آمدن چه سود که باز زیاد نمی توانم در خدمتتان باشم اما از آنجایی که این وبلاگ خاطرات بسیاری را در ذهن اینجانب گنجانده دلم نمی آید به این زودی ها از آن دل بکنم.واقعا شرایطی که بتوانم مزاحمتان بشوم را ندارم و باید مرا ببخشید.بگذریم....هر چه بود بگذریم.دوستان از خدا چه پنهان و از شما دوستان هم پنهان نباشه این روزها دارم یه رمان می نویسم که بدجور فکر و ذهنمو مشغول خودش کرده و موضوعش هم آنقدر جالبه که دلم نمیاد رهاش کنم و حداقل تا شش ماه دیگر هم کار داره و به امید چاپ آن.
دوستان به اشک نامه هم که استاد زحمتشو این روزها می کشند سری بزنید
www.ashknameh.blogfa.com
ببخشید نمی توانم به شما سر بزنم اما آدم بی معرفتی نیستم