تبليغاتX
سهیل پرنده


سهیل پرنده

دفترتمرینی برای شعرگفتن

سلام...سلامی بهاری

نمیدانم چه بنویسم و از کجا بنویسم اما میدانم که باید نوشت.

.اما چه باید گفت...خدا خودش میدونه حرفهای دلم فقط جز اشک و غم هیچ چیز دیگری هم نیست

..از چه جایی شروع کنم..از شاپرک هایی که دور قفسم چرخیدند و حال همه رفتند و منو تنها گذاشتند

و یا از محنت روزگار بر دلم بگویم..اما هیچ نمی گویم و در دلم نگه میدارم.

..بلاخره عید است و سال جدید...تو این سال خیلی اتفاق ها برای من افتاد که زندگیمو پر مشغله چه از لحاظ فکری و چه جسمی نصیب کرد...اما به واقع خوب بود..

.اما بیشتر از همه چیزهایی بدست آوردم که به هیچ ارزشی در نیا هم نخواهم داد و آن همه معرفت....معرفتی که هموطنان عزیز چه داخل از کشور و چه خارج از کشور به من داشتند...فروزان عزیز و خواهرشون (سکوت خانم)  و نازگل خانم از  هنرمندان خوب اهل مشهد که به من خیلی لطف داشتند و دارند...توسکا خانم که امیدوارم باز هم ببینمش چون برای همیشه از من خداحافظی گرفته.

..همقفسم که امیدوارم به وصال عزیزش برسه (ساحره)...مرجان خانم که امیدوارم زندگیه خوبی در کنار خانوادش و دختر نازنینشون داشته باشه...زری خانم از قم که با اینکه چند وقتی ازش بی خبرم اما خیلی جاها برایم خواهری کرد و همینجا ازشون تشکر می کنم.

.آقا آرش عزیز که بهترین دوستم بود و الان به واقع ازش بی خبرم..عاطیفا خانم که ان شالله زندگیه خوبی در استرولیا داشته باشه... و همچنین دوست عزیز و همیشه مهربانم هیفا(لیلا) که بیش از حد به من محبت داره و قبول زحمت کردند و ازغربت (کانادا) مرا فراموش نمی کنند و با من حداقل تماس می گیرند و از محتشون سپاسگذارم...خواهر بزرگوار و شاعر اهل دله استان خرم آباد(وفا خانم) که هم صحبت خوبی واسه من شده..

.آقا مجید از آمل و زهرا (امیدوارم از من ناراحت نباشند)...داداش دی جی من که تازه خدمت سربازی را شروع به رفتن کرده...عسل خانم و شاعر کم سن اما خوش دید در ادبیات از اصفهان...نویسنده و شاعر خانم ابویی که بیش از حد به من لطف خواهری می کنند...فاطیما خانم که وقتی از کم سراغ گیریهایش جستجو شدم و به این نتیجه رسیدم که نامزد کرده اند و مارا از پیش خوشحالتر کردند.

..استادان عزیزم..حمید رحمانی...پروانه...آقای اردستانی رئیس حراست آموزش و پرورش ورامین...استاد درخشان از مشهد که حرفهای قشنگش هنوز زمزمه ی حرفامه... آقایان مداح اشرفی و خادمی و مسعود آقا قمی و رئیس کانون فرهنگی هنری امیرالمونین  و سردبیر ماهنامه ی فضیلت کانون :دوست عزیز و رئیس بنده آقای محسن دهقان و باور کنید خیلی ها ی دیگر که به یاد ندارم...همه آمدند و بر من محبت کردند و نامشان جاودان برایم خواهد ماند...از همشون چه آنان که به یاد داشتمشان و چه آنان که جای اسمشون خالیست..همشون را دوست دارم و دعای سعادت را بر همشون خواستارم

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 11:8 بعد از ظهر توسط پرنده(مجید مه آبادی)| |


Design By : Night Skin