|
دفترتمرینی برای شعرگفتن |
خاکستر خاطراتمان با اولین باد خزان فراموش شد
خانه ی عشقمان ویران شد،اشک جای شوقمان گرفت
به جای شانه های خیالت تنهایی با دلم هم آغوش شد
soheileparandeh
منه غافل ندانستم که معشوقم کنارم بود
خزان برگ پاییزم تمام نو بهارم بود
الا ای بامن بی من کجایی در نگاه من
کجایی تا بدانی من نگاهت شد گناه من
دریا پاکی پایداری است
رودهای مقابلم
باتمام پاکی و نا پاکی
به دریا می ریزد
تو را دریا می کشم
خانم ده پایینی www.tabut56.blogfa.com