تبليغاتX
سهیل پرنده

دفترتمرینی برای شعرگفتن

 سومین جشنواره ی استان تهران به میزبانی ورامین برگزار شد

این جشنواره با حضور شاعرانی بزرگ همچون عبدالجبار کاکایی وعلیرضا قزوه ،مهندس آقای محمد حسین اسماعیلی )سرپرست اداره ارشاد شهرورامین و آقای حسین نوش آبادی نماینده مجلس برگزار شد

 و تبریک اینجانب به خانم سمانه عابدینی از شاعرای خوب ورامین

اسامیه برندگان این جشنواره

در بخش غزل اسامی بدین شرح است

محمد رضا شال بافان(تهران)....غلامرضاسلیمانی(تهران)....رحمان نوازمی(کرج)....حسین عباسیان(کرج)....نوشین نامداری(اسلامشهر....سودابه محیجی(تهران)

در قسمت شعر نو

نفر اول آقای تارویی(هم اسم و نه شهرشان را نمیدانم)

نفر دوم سعید صدر محمدی(اسلامشهر)

نفر سوم خانم سمانه عابدینی از ورامین

قسمت شعر کلاسیک

نفر اول محمود حبیبی(تهران)

نفردوم خانم زهراسلطانی (شهرری)

نفرسوم حمید عزیزآبادی(پاکدشت)

+ تاريخ پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 3:1 قبل از ظهر نويسنده پرنده(مجید مه آبادی) |

بازهم سلام...فردا چهارشنبه۱۰/۵/۸۶ جشنواره ی شعر آیینی استان تهران به میزبانی ورامین برگزار میشه...فردا حتما حضور خواهم داشت البته باکمی حسرت...چون واقعیت نتوانستم خودمو به این جشنواره برسونم اما باز مشکلی نیست باز جشنواره ی شعر فراترازجبرییل قول میدهم شرکت کنم و اما ...

ای وای که عاشقان مرا دار زدند

بی مهری چشمان مرا جار زدند

گفتم که ببخشید مرا جبران هست

اعلامیه ی مرا به دیوار زدند

 

این باربا کاری از خانم معصومه تاجیک از شاعران خوب ورامین که جز کلاس های کانون فرنام هنر و کوثرآفرینش(بانوان) شروع کردم...خواستم از توانایی بالای ایشان در امر شاعری برای دیگر شاعران که به نوعی ایشان را نمیشناسند بنویسم...سبک های ایشان بیشتر مثل خودم غزل و ترانست...واما اون نکته ی اصلی اینجاست که میدانم شما شاعران هم به این نکته برخورده اید و آن اینکه شماها هم حتما در کارهایتان مصرع هایی و یا بیت هایی تک وجود دارد که به هرنحوی ادامه اش نداده اید...

واقعیت ایشان چند کار از من را ادامه داده اند و من هم کاری از کارهای ایشان را

اما بهتره کارهای ایشان را با هم بخوانیم و درآخر نظر بدهیم..منتظرتان هستم

یادآوری مصرع اول این کار از منه و خانم تاجیک فوق العاده ادامه اش داده اند

((خوابیدم شاید یه بار تو خواب من پابزاری))

خودتو یه بار به جای من شیدا بزاری

بشکنی دوباره تصویر دروغین من و

آینه رو پشت هیبت نقابا بزاری

کی به جز من تو رو رویای شبونش می کنه؟

اگه صدباره دیگه پات و تو دنیا بزاری

جای پاهای کسی تو خوای چشمام و من

ترسم از اینه تو خوابم منو تنها بزاری

فکر بوییدن گل

تاتوباشی که به ما تهمت بیجا نزنی

                       حرفی از زخم دل و بوسه ی عذرا نزنی

رفتی از یاد من ویاد تو باشد که دگر

                      حرفی از پاکی یوسف به زلیخا نزنی

تاتو باشی که درآن خاک اهورای بهشت

                      حرفی از وسوسه ی آدم و حوا نزنی

زخم دل کهنه شد و وقت مداوایش نیست

                      تاتوباشی که خودت را به تماشا نزنی


مگه نگفتی که چشات، به من جفا نمیکنن

همون چشات تازگیا، ببین چه ها نمی کنن

اونایی که گفتی یه روز،چشمنداری ببینیشون

حالا لبات اسمشونو،ازتو جدا نمی کنن

......................................

با پروبال و تو پرواز،رسیدن دارد

نرگس نازدوچشمان تو،دیدن دارد

میبرد بی تو مگر،راه به جایی دل ما؟

باقدم های تو آغاز رسیدن دارد

....................................

تورادیدم و زیر و رو شد دلم

زلیخای بی آبرو شد دلم

خودت را شبیه خداکرده ایی

که این گونه درجست وجوشد دلم

................................

دلم بی قرار خودش بوده است

پریشان و زار خودش بوده است

سراغ کسی را نگیر از دلم

سراو به کار خودش بوده است

..........................

خودت را به خوابی زدی درخودت

ورنگ نقابی زدی درخودت

دلت را به روی خودت بسته ایی

عجث اعتصابی زدی درخودت

 

 

+ تاريخ چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 2:57 قبل از ظهر نويسنده پرنده(مجید مه آبادی) |

                                                   پیاده روی های روی دیوار

 

 و اما امروز یکشنبه۷/۵/۸۶

نقد کتاب آقای طباطبایی...دوهفته ای هست من نقد این کتاب را نوشته ام..ساعت ۴ بعداز ظهرقرار بود باشم که دیر رسیدم(به نوعی از خستگی خواب مانده بودم) و ساعت تقریبا ۶ بعداز ظهر بود رسیدم و بیشتر دوستان شاعر امده بودند..بعد از دوستان من هم نقد خودمو راجب کارشان گفتم که لازمه از ایشان بابت انتقادم عذرخواهی کنم و بهتره با یکی از کارهایشان بگذریم..

به کودک گفتند: دیواری بکش به دور خویش،خطی کشید و از روی آن پرید

 

+ تاريخ دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 1:25 قبل از ظهر نويسنده پرنده(مجید مه آبادی) |