|
دفترتمرینی برای شعرگفتن |
ایرونی های عزیز قبل از خواندن کارهای جدید عرض کنم..ترانه ی آخر خط انتظار در پست قبلی با ویرایش جدیددر اختیارتان قرار داده شده..حتما ملاحظه بفرمایید..ودوستان شاعر و اهل اینترنت عرض کنم از این به بعد کارهای شاعران و معرفی وبلاگ های ادبیاتی در سایت جدید رفیقستان و قسمت شعر و ادبیات منتظر شما دوستان هستیم..لطفا هرچه زودتر عضو شوید
ای سکوت بی نهایت
تو یه چهره از یه برفی
روی شونه هام نشستی
واسه من نداری حرفی
تورو فریادی که بغضه
بی صدا نفس کشیدی
مثل عاشقای نقاش
دورتو قفس کشیدی
منو با زمزمه حرفات
منو با هرم نفسهات
می بری جایی که مرده
تن داغ ننه سرمات
۱۰/۶/۸۶

گره ی دار
تن پردرد به تن پوشی بیمار گرفت
رخ گریان من آن لحظه ی رگبار گرفت
چه کشیدم ببرم تاتوبیایی بامن
هرچه کردم توبیایی تله ایی مار گرفت
خواستم که بخوابم توبه خوابم آیی
ولی آن لحظه ی شیرین،بیدار گرفت
خواستم تورا شاه خدایان بنویسم
قلم افتادشکست و تب دربار گرفت
باخودم کوله ایی از عشق توهمراهم بود
به خداشرم که گویم نوک منقارگرفت
بی مهری من را چه کسی جز توبفهمد
جز وقت که لب ها به سخن جار گرفت
گرچه خود سوخته از جرم وصالت بودم
حکمی از جرم حقارت به تنم نار گرفت
چه خوش آن لحظه ی فریادمن و می دیدی
هرچه فریاد کشیدم گره ایی دار گرفت
۱۸/۶/۸۶
شبی که خواسته بودم خنده کنم به گریه هام
توبه من گفتی نخند گریه بکن فقط باهام
.......................................
ورباعی آخرم تقدیم به وفاخانم
بامن تو وفا کن که وفا را بشناسم
از روزنه ها حرف خفا را بشناسم
یاقدر کمی تند برو فاصله هادور
از دوری تو ظلم و جفا را بشناسم
۱۸/۶/۸۶