|
دفترتمرینی برای شعرگفتن |
بی بال پرندگی پدید آمده بود
یک بغض تولد جدید آمده بود
((پاییز بهاریست که عاشق شده است))
زیرا که دراین فصل مجید آمده بود
×××××××××××××××
میان این همه پلیدی روییدنت مبارک
درآذر ماهی غم زده با باران خیس
که شاید برای روز تولدت باشد
برگ ریخت و تولد یافت کسی که برای اولین بار گفت:بابا
وشاید زیرش را خیس کرد
دوای گریه
فرصت یادتوشدن شبای گریه است
یه صدای آشنا صدای گریه است
نمی دونی بعدتو پرنده دق کرد
این سکوت بعدتو رهای گریه است
توهنوز دلواپس پرنده هایی
یه نگاه کن قفسم هوای گریه است
قطره اشکاموببین گوشه ی چشمام
این پرنده عاشق وفای گریه است
تویه وقت غصه نخور خوب میدونم که
خودگریه کردنم دوای گریه است
۲۸/۸/۱۳۸۶ مجیدمه آبادی
************************************
راستی تمام دوستان خواهشمندم نظرتان را راجب ترانه نتی انگلیسی و فارسی بانگاهت منودانلود میکنی سروده ی ۱۸/۸/۸۶ هم بفرمایید