تبليغاتX
سهیل پرنده

دفترتمرینی برای شعرگفتن

 

این صدای زنگ تو، چه بی خبر، ساعت نه

ریشه ی قلب و زدن، تیغ تبر، ساعت نه

گفتی دستامو میخوای حلقه کنم به گردنت

باشه این قول و میدم، تا دم در، ساعت نه

*****۱۸/۹/۱۳۸۶***

یک فاصله تا این خط و آن خط ، خالیست

جای تو وسط بود که لعنت ، خالیست

از بین دو خط بگذرو روخط بنویس

چیزی بنویس سیاه، پاکت خالیست

*****۲۳/۹/۱۳۸۶***

دست تو به کار است جدید، خسته نباشی

شعر تو قشنگ بود سپید،  خسته نباشی

چند ساله که کارم به فدای تب شعره

این پرده ی گوشم نشنید، خسته نباشی

***۲۴/۹/۱۳۸۶**

عکست به تمام شب می ارزد ای ماه

روز شد که پریونی ندیدم از شاه

در حسرت پرواز ،فرودگاه ماندم

آن لحظه ی رفتن تو را من با آه

*****۲۳/۹/۱۳۸۶**

+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 5:25 قبل از ظهر نويسنده پرنده(مجید مه آبادی) |