تبليغاتX
سهیل پرنده

دفترتمرینی برای شعرگفتن

وقتی پرنده را از شاخه ی خودت دور می کنی بریدن درختان تلخ نیست

آخر شب؟

دارم عادت میکنم به گریه ها آخر شب

توبهونه ی منی چه بی صدا آخر شب

میشینه رو صورتم دغدغه ی رسیدنت

اشک تنهایی من خدا خدا آخر شب

××

توکه نیستی ببینی به التماس دیدنت

لب پنجره نشستن به دعا آخر شب

××

اونقدر اسمتو بردم که خودم میترسم

نکنه دق بکنم یا یه بلا آخر شب

××

توهنوز منتظر غریبه ی عاطفه ایی

مگه من غریب نبودم که شما آخرشب...

توخیالم می پری بهم میگی دوسم داری

توهمون پرنده ی قفس رها آخر شب

××

به خودم وعده میدم به خواب من پا بزاری

یه گلوی بی نفس لا لا   لا لا آخر شب

 سروده ی ۳/۱۲/۱۳۸۶

+ تاريخ یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 8:54 بعد از ظهر نويسنده پرنده(مجید مه آبادی) |