تبليغاتX
سهیل پرنده


سهیل پرنده

دفترتمرینی برای شعرگفتن

 

گفتم بدجوری عاشق شعرم

خیلی بی ریا گفت: مرده شور شعری رو ببرم که تو رو به این روز انداخته

خوب عزیزم عاشقی همینه دیگه

من از این خنده ها خیلی ندارم

نگو عاشق شدن میلی ندارم

بیا قدری کمی باهم بگرییم

خودت فهمیده ایی لیلی ندارم

***************************

همه آسمانت به رنگ هوس

چنان رعد وبرقی به جنگ هوس

بیا تا که باران نگیرد سرت

به بازیچگی ها به ننگ هوس

تو بامن نبودی ولی جرم من

اسیری به چشمت به چنگ هوس

هوس را جدا کن از این عاشقی

که لعنت هزاران به دنگ هوس

هوس مرز من با تن سایه ها

به پای قدمهای لنگ هوس...

تو آخر شکستی مرا آشنا

همان مرد غیرت به سنگ هوس

۱۳۸۷/۱/۱۲

تو حقت همین است که باید بدانی

تو از من نبودی که با من بمانی

نشستم نوشتم غزل در نگاهت

که شاید بخوانی نگی بی زبانی

اگر شاعرم من اگر شعر تازه

بگیر این غزلها که باید بخوانی

نگو سهم من در نگاه تو مرده

به پلکهای زخمی امان از تبانی

دور رکعت نمازی مسافر شدم من

نبودن مهم نیست تو با دیگرانی

۱۳۸۷/۱/۴

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط پرنده(مجید مه آبادی)| |


Design By : Night Skin