تبليغاتX
سهیل پرنده

دفترتمرینی برای شعرگفتن

لبریزسکوت انتظارم باران

یک بغض گلو گرفته دارم باران

آغوش برای لحظه هایم  وا کن

با تکیه به شانه ات ببارم باران

 

با توپ و تفنگتان خبر آوردید

یک رتبه ی شعر معتبر آوردید

این کوششتان  چقدر ی می ارزد؟

با پالونتان کیسه ی زر آوردید

 

باید که کمی زبان من باز شود

یک حادثه ی دوباره آغاز شود

باید بنویسمت که دوستت دارم

تا شدت یک علاقه ابراز شود

 

تعبیــــر قشــــنگ تازه ایـــــی بایـــــد گفت

در چشــــم ســـــیاه عاشـــقت بایــد خفت

هــــــــــــر چند نـــــــــــدارد ارزش آســودن

این سنگ همیشه مفت، گنجشک هم مفت

 

هوای گردشی با BUS دارم

تو گفتی فارسی  را پاس دارم

مرایاد کلاس اول  درس

کتاب فارسی  من داس دارم؟!

بزرگم من بزرگم عاقلم من

تفکر با نگاه خاص دارم

اگر پیرم سرو رویی ندارم

چروک چهره وسرتاس دارم

هنوزم عاشقم دنبال عشقم

من از این عاشقی وسواس دارم

نگو عاشق شدن از ما گذشته

منم یک آدمم احساس دارم

۸۷/۲/۲۰

+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 9:12 بعد از ظهر نويسنده پرنده(مجید مه آبادی) |