سهیل پرنده
دفترتمرینی برای شعرگفتن
وقتی تفاهم مرده است از گفتگو حرفی نزن حتی نشستی پیش من یاروبرو حرفی نزن از اولین دیدار او تا خاطرات مانده اش با چشمهای خیس از بغض گلو حرفی نزن من دردهایم را شبی با کوله بارم میبرم من میروم از رفتن من پیش او حرفی نزن حرفی نزن حرفی نزن دیگر نمی بینی مرا دنبال من هرگز نیا از آبرو حرفی نزن قرآن وآبت را ببر، من که مسافر نیستم دست خداحافظ بده چیزی نگو حرفی نزن دوم آبان ۱۳۸۷
نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت
7:28 بعد از ظهر توسط پرنده(مجید مه آبادی)| |
| Design By : Night Skin |


