|
دفترتمرینی برای شعرگفتن |
فکر آغوش منی، بی هوسم،سرد برو
روح پاییز ترین آدم تـــــــــــــــو زرد برو
دوستت داشتم اما تو چه کردی با من
که در این لحظه بخوانم برو نامرد برو
مرگ در چشم من افتاده وبی احساسم
بوسه های تو مرا زنده نمی کرد برو
دل آیینه اگر منتظرت هست هنوز
با نسیمی که تورا پیش من آورد برو
عشق زخمی شده بر هر غزلم ردش هست
برو تا بیشتر از این نکشم درد برو
شانه های من اگر دست نوازش می خواست
دست بردار از این شانه و برگرد برو
مرداد ۱۳۸۸ کرمانشاه